خرید بک لینک
من الان طبق برنامه ریزی یک ساله م برای تولد سی سالگیم باس سوار هواپیمایی میبودم که منو به شدت دور کنه از بُعد جغرافیایی هم اکنونم تا سی سالگی در جغرافیایی جدید و حالی احسن شروع بشه ، اما نشستم تو سال

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

شده بخوای هوا رو ذخیره کنی بس که خوبه؟ شده بخوای یه عطر رو تو حافظه ت ذخیره کنی ، جوری که بشه هر وقت بخوای با یه دکمه فراخوانش کنی و لذتشو بکشی تو سینه ت.شده بخوای یه طعم زیر دندونت ذخیره کنی برای ال

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

سه روز مونده به سی سالگی! خودمو از شش تا نه صبح هر جایی متصور بودم الا نشستن پای درس و بحث و جزوه نویسی :) چه سی طرب انگیزی در راه باشه آخه!

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

اگه بگم دیشب نقطه عطف زندگیم بود دروغ نگفتم؛ پانزده ماه زندگی گذشته و اتفاقاتی که منو سنجاق میکرد به خوب و بد گذاشتم دم در که بره! تمرین بسه دیگه باید عمل کرد! باید یاد گرفت زندگی ینی چی! تا کجا میخوا

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

همین الان خیلی غیر لاکچری جمع کردم تو فشردگی محض زمانی؛ خیلی فشرده طور برم به سمت یه جغرافیای جدید ، طی سی ساعت ، سی ساله بشم و برگردم :) سلام به میگرن همراه همیشگی که اینجا هم نامردی نکرده و دنبالم اومده

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

بگم از ارادت به کهن بوم قزوین که وجب به وجبش دلنشینه و هر تیکه ش جوری تو قلب آدم خونه میکنه که آدم یاد رشته های پوست پرتقال تو قیمه نثار میفته اصلاً. مگه میشه میهمان قزوین بود و قیمه نثار نوش نکرد، جای شما خالی ناهاری که میهمان رستوران حاج معین بودم با فضای دلچسب مثل خود قزوین :)

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

نشستم تو طبقه سوم یه فودکورت در واپسین غروب بیست و نه سالگی!اول قرار بود تولد سی سالگی تهران باشم ، بعدتر شد بندرعباس ، بعد هم مشهد و حالا هیچ کدوم من تولد سی سالگی میهمان قزوین دلنشینم :) دیشب و امرو

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

ببین چطور سی ساله شدم! به لطف دولت فخیمه ای که بیش از ده روز اینترنت رو قطع کردن ، پست تولدم با تاخیر ثبت میشه در جمعه هشتم آذر نود و هشت ، اما چون خوشی من به وابسته به این چیزا نیس ؛ سی سالگیم مبارک :)

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

تو تنفس بین جلسات مون تعداد خیلی از آقایون سیگار میکشن! من همیشه همین بین میرم نماز خونه هم نماز بخونم هم نفسی تازه کنم و آبی بخورم ، امروز بخاطر گرمای زیاد رفتم نزدیک پنجره نمازخونه ، با پنجره باز نم

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

سخت است تمام دنیای کسی باشی! هیچ حق غروب نداری و این سختیِ ماجراست!

برچسب: نویسنده: رادین شجاعی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

صفحه بندی